خرید بک لینک
من صبورم امابه خدا دست خودم نيست اگر مى‌رنجم يا اگر شادى زيباى تو رابه غمِ غربتِ چشمانِ خودم مي‌بندممن صبورم اماچه‌قدَر با همۀ عاشقى‌ام محزونمو به ياد همۀ خاطره‌هاى گل سرخمثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم من صبورم امابى‌دليل از قفس كهنۀ شب مى‌ترسمبى‌دليل از همۀ تيرگى رنگ غروبو چراغى كه تو را از شب متروک دلم دور كندمن صبورم اماآه، اين بغض گرانصبر چه مى‌داند چيستحمید مصدقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی قنبری تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 10:25

تقدیم به پدری که ندارممیان تمام نداشتن ها دوستت دارمشانس دیدنت را هر روز ندارموقتی دلم هوایت را میکند حق شنیدن صدایت را ندارموقتهایی که روحم درد دارد و میشکندشانه هایت را برای گریستن کم دارموقت دلتنگی هایم،آغوشت را برای آرام شدن ندارمآری همه وجودمی،ولی هیچ جای زندگیم ندارمتو میان تمام نداشتن ها،باز هم با تمام وجودمدوستت دارمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی قنبری تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 10:25

مادرم دیروز میگفت : دختر! دارد سنت بالا میرود باید ازدواج کنی!میگفت پسر عباس آقا خیلی پسر خوش برو روییست ، دماغش را عمل نکرده و خیلی نجیب است!فوق لیسانسش را تازه گرفته وکلی مرد زندگیست و اصلا هم فکرنمیکند از دماغ فیل افتاده ، پدرش در مغازه فرش ارائه ها دو دهنهمغازه دارد و کلی برای خودش اصل و نصب دارد.میگفت از خداشه که جواب بله بدهی...این ها را میگویم که اگر پس روز آینده شنیدی شده ام عروس عباس آقابهت برنخورد!اگر با پسر عباس آقا عروسی کنم زندگی آرامی خواهم داشت، صبح ها برایش صبحانه درست میکنم و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی قنبری تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 10:25

درد بی درمان شنیدی؟

حال من یعنی همین!

بی تو بودن درد دارد!

میزند من را زمین

میزند بی تو مرا،

این خاطراتت روز و شب

درد پیگیر من است،

صعب العلاج یعنی همین.

" فریدون مشیری"

برچسب: نویسنده: نیکی قنبری تاريخ: جمعه 9 دی 1401 ساعت: 16:53

گاهی میانِ خلوتِ جمع،

يا در انزواىِ خويش،

موسيقى نگاهِ تو را گوش ميكنم!

و زِ شوقِ اين محال،

كه دستم به دستِ توست،

من جاى راه رفتن پرواز ميكنم...!

برچسب: نویسنده: نیکی قنبری تاريخ: جمعه 9 دی 1401 ساعت: 16:53

صفحه بندی